تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

175

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

آمد خوانده مىشود و از بين‌النّهرين است بگرفت و مردم آن را اسير كرد « 1 » . كواذ در مرز ميان پارس و اهواز شهرى بساخت و آن را رام‌كواذ ناميد و اين همان است كه رم قباذ ( ؟ ) خوانده مىشود و آن را ارگان نيز مىنامند ، و آن را ناحيه‌اى بكرد و روستاكى چند از ناحيهء سرّك و رام‌هرمزد بر آن بيفزود « 2 » . پس از آن كواذ پسر

--> ابن العبرى تاريخ روحانيت ج 2 ص 80 ) كواذ برادر خود را كشته است . ( 1 ) - اين ( با قطع نظر از اشارهء كوتاهى در گزارش نخستين در صفحهء 79 ) تنها خبرى است دربارهء جنگ بزرگى كه از تابستان سال 502 م تا پاييز سال 506 م طول كشيد . ما در اين باره اخبار كاملترى در دست داريم و بهترين آنها گزارش يوشع ستون‌نشين است ؛ پس از آن روايت مذكور در لاند ( قصص سريانى ج 3 ص 204 به بعد ) قابل توجّه است . اين روايت مستند به قول يكى از ساكنان آمد است و وقايع داخل و نزديك اين شهر را به نحوى زنده ولى با زبانى ناهموار بيان مىكند . ابن العبرى در تاريخ سريانى ( ص 79 به بعد ) اين گزارش را كلمه به كلمه نقل كرده است و همين‌طور ميخائيل سيروس ( چنان كه من از گزارش‌هاى پاتكانيان ، كه به هر حال از روى ترجمه‌هاى غير قابل اعتماد ارمنى است ، استنباط مىكنم ) . شايد گويندهء خبر يوحنّاى افسوسى بوده باشد كه خود از اهل آمد بوده است . قطعات مربوط به اين واقعه مدّتها پيش تقريبا به نحو كامل در مجموعهء نوين ماى ( ج 10 ) با ترجمهء لاتينى چاپ شده است و بنا بر اين بايستى به ارزش آن پى مىبردند . لاند در قصص سريانى ( ج 3 ص 210 ) از طرد و اخراج ساكنان شهر آمد خبر مىدهد ( به مطالب قبلى رجوع شود ) . عدىّ بن زيد شاعر عرب تصرف آمد را به دست كواذ ، صدسال پس از آن ، در شعر خود آورده است ( جواليقى چاپ زاخااو ص 121 ) . خبر مربوط به اين واقعه كه در كتاب سعيد بن البطريق آمده است ( ج 2 ص 133 ) از روى منابع مسيحى است . دينورى و ياقوت ( ج 1 ص 194 ) در اينجا از تصرّف ميّافارقين ( ميفرقط ، ( Martyropolis نيز سخن مىگويند و پركپ ( 2 / 3 Aedificiis نيز آن خبر را نقل مىكند و همين‌طور فردوسى كه طبعا نامها را خيلى تحريف كرده است . از جنگهاى ديگر او با روم يك كلمه هم ذكرى به ميان نيامده است . ( 2 ) - رجوع شود به مطالب گذشته . اين دو نام ديگر شهر ارگان را من در جاى ديگر نيافتم . به گفتهء دينورى و ياقوت ( ج 1 ص 90 و 194 ) نام آن ابزقباذ بوده است ولى خود ياقوت در صحّت آن ترديد دارد و آن را نام محلّى مىداند در سرحدّات غربى اهواز و بلاذرى آن را درست آورده است ( ص 344 ) . تلفّظ صحيح نيمهء اوّل اين نام به رغم نقل راويان ياقوت بايد ابر باشد ( ابركواذ ) . حمزه نام مخصوصى براى ارگان تراشيده است .